۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

16

سرهنگ : یه وقتی بود قدم تو میدون سربازخونه که میذاشتم ،‌شیپور پادگان نعره میکشید. چی بود؟ چه خبر بود؟ جناب سرهنگ وارد شده بودن. ایست خبردار. من داد میزدم ، آزاد!

آرامش در حضور دیگران - ناصر تقوایی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر