ای
خیاط! اگر میتوانی رختی به قامتم بدوز که آستین ها ، دستها را نه دست به
سینه کنه و نه دست به کمر. حالا که عاجزی پس دو نوع امتحان میکنیم. یکی به
جهت شرفیابی ،قربان خاک پای جواهر آسای مبارکت گردم یکی هم جهت احضار
آدمها. آهای پدرسوخته ها کجایین؟
هزاردستان - علی حاتمی
هزاردستان - علی حاتمی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر