۱۳۹۱ شهریور ۲۶, یکشنبه

3

آبلیموی حالبُرت رفت...سراغ بهار نارنج کیچا، آبجی خانوم مرباس...دست خوش! هل و گلابم میزاییدی حریف هفته بیجارت نمیشد ترنجبین بانو!... سهره مِهره یه دوجین بچه میزاد یکیش میشه بلبل، ننه ما کت سهره رو بست زایید گل و بلبل. سنجد! دهن مهن، کولون مولون! آخه تو رو خدا از این جسد مرده شورخونه بر میومد زابراش کردین؟ آمبولانس تو خیابون ببیندش جلبش میکونه...

مادر - علی حاتمی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر